تو مثل بهار میمونی در روز های پاییزی فرا رسیدی و خزانم را ...

𝗻𝗲𝘄 𝗲𝗱𝗶𝘁

تو مثل بهار میمونی ؛ در روز های پاییزی فرا رسیدی و خزانم را با طراواتت به در بردی
تو رنگ شادی هستی ، رنگ لبخند ، رنگ عشق
تورا که میبینم همرنگ تو میشوم و شادی را زندگی
میکنم.
نمیدانم از چه وقت و چه هنگامی شدی مثل همان فرشته ی نجاتی که در قصه هاست.
اما همان فرشته اینبار در قصه ها نبود، آن فرشته به چشمان خودم دیدم و احساس کردم.
احساسی که نکوترین والاترین احساسیت که هر کس میتواند داشته باشد.
تو دست نجاتی بودی که بر آمد و غم های جان فرسا را به اتمام رساند، ضربه های پی در پی که نشانه هایش قلب و رحم بود را بی اثر کرد و درک زبیایی ها، شادی و حال خوب را بر من هبه کرد...
تولدت مبارک طلوع زندگی در من:)
دیدگاه ها (۲۸)

𝗻𝗲𝘄 𝗲𝗱𝗶𝘁نمیدانم چه رازی خفته در چشمان زیبایتپنهان شده است که...

𝗻𝗲𝘄 𝗲𝗱𝗶𝘁 سلام عرض میکنم به طولتون🤓🎀

𝗻𝗲𝘄 𝗲𝗱𝗶𝘁 بل بل🎀🕴

دختر من۴

MUTED SOUND(صدای خاموش)

تک پارتی ای که دو‌پارتی شد:وقتی د*ع*و*ا*ت*و*ن میشه و بچتون.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط