[♡]خواستم چشم تو را شعر کنم،

[♡]خواستم چشم تو را شعر کنم،
فهمیدم
چشم تو نخسه ی
کامل شدن قلب من است...[♡]
دیدگاه ها (۰)

امنیت نه بغل، نه دست ،نه شانه داردکه تکیه کنم...!امنیت یک "ت...

فى سماءَ لیلئ انت وحدَکَ قمري درآسمان شب من،توتنها ماه منی.....

درحجم تنم جز تو ندارم دل وجانیانگار توآمیخته درهر ضربانی...ت...

بدون" تو"من رانفس نیست...

خواستم گریه کنم قلب صبورم نگذاشت...وقت زانو زدنم بود غرورم ن...

فهمیدم حوصله ی وایب ندارم پس رهاش می کنم

من زمانی فهمیدم که تو عاشقمی که چشم هایت تو را لو داد👀❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط