تقدیم حضرت یار

تقدیم حضرت یار🌸🧿🫀
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای
درد توام نموده‌ای غیر تو نیست سود من
جان من و جهان من زهره آسمان من
آتش تو نشان من در دل همچو عود من
جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم
هیچ نبود در بین گفت من و شنود من...🦋🦋

#saharshehim💖

#عاشقانه
#چشم_آهوم
دیدگاه ها (۰)

نامردم اگر زنم سر از مهر تو بازخواهی بکشم به هجر و خواهی بنو...

ای مرد، درمیانه‌ی میدان چه می‌کنی؟!در لابلای جنگل و باران چه...

معشوقه چو آفتاب تابان گرددعاشق به مثال ذره گردان گرددچون باد...

من آرزو می کنم که خورشید بودمتا می توانستم هر صبح هنگامی که ...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط