عصر تاسوعای ۶۶زمانیکه کودک بودم وآماده برای رفتن عزاداری
عصر تاسوعای ۶۶زمانیکه کودک بودم وآماده برای رفتن عزاداری شب تاسوعا مادر سی و هشت ساله ام که چهار سال بیقرار تک پسر خردسال آسمانی اش بود همون عصر امام حسین علیهم السلام رو صدا زد و درخواست نمود اورا به پسرش برساند و خدا میدونه غروب همان روز هنگام انجام کارهای خونه رو به قبله به حالت سجده آسمانی شد و اونشب غریبانه پرکشید و من حسرت به دل موندم با خواهرای کوچیکترم و روز عاشورا دسته های عزاداری امام حسین علیهم السلام جلو خونه ی مادرم حاضر شدند اونشب اولاد حضرت غریب و تنها و غرق در غم بودند و دختران مادرم هم همه با اینکه مادرم شامش حاضر و چایی روی سماور آماده اما بدون شام در اندوهی ابدی سر به بالین نهادیم اما رنج اهل البیت بیحد سنگین تر بود وآزار دهنده صلی الله علیک یا ثارالله یا حسین
- ۳.۲k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط