بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم

بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم
گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم.

مولانا
دیدگاه ها (۰)

فروردین ؛حال و هوای عجیبی داردانگار خدابرای آدمهایک فنجان"عش...

خسته از فاصله از دور تو را می‌بوسم

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

در آسمان‌های دور، جایی که نور ابدی با تاریکی ابدی در ستیز بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط