گفت

گفت :
کاش دل هم مثل تب شربت داشت !
می خوردیم و دل می بُریدیم ؛
اسمشم بود شربت دل بُر
برای بیماران مبتلا به دلبَر ...
هر دو ساعت یک قاشق
بدون عوارض و دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

رک بگو عاشق این بی سرو پایی یا نه درک تقریبا و انگار و حدودا...

ای خدا با که بگویم که به هیچم بفروخت از فروش دل من قیمت بازا...

ای لحظات خوش که هنوز از راه نرسیده اید، نمی‌شود راه کوتاه تر...

به حرف سهراب چشمانم را شستم جور دیگری هم دیدماما ؛ فرقی نمی...

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیماین اشک ...

#وطنم ای شکوه پابرجادر دل التهاب دورانها#کشور روزهای دشوارزخ...

بگذار بی‌پروا بگویمنیاز دارم به توبه هرم نفس‌هایت،وقتی سرمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط