#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو
#Part_21
·
·
·
و اون شب..
ا/ت دیگه از موسیقی متنفر نبود...

چون موسیقی حالا براش یه معنی داشت : " جونگ‌کوک.. "
·
·
چند هفته‌ای از اعلام عمومی گذشته بود..

ا/ت دیگه نمی‌تونست راحت بره دانشگاه!

همه نگاهش می‌کردن .

بعضی‌ها با تعجب ، بعضیا با حسادت ، بعضیا با کنجکاوی .

یه روز تو کتابخونه نشسته بود که دو تا دختر کره‌ای اومدن جلو...

یکیشون با لبخندی گفت : " تو همون دوست دختر جونگ‌کوکی؟ "

ا/ت سرش رو بلند کرد و گفت : " بله؟ "

دختره نشست روبروش و لب زد : " ما طرفدارای جونگ‌کوکیم.. می‌خواستیم بدونیم.. واقعاً از موسیقی بدت میاد؟! "

ا/ت یکم خندید ؛ بعد گفت : " دیگه نه.. تازه دارم یاد می‌گیرم . "

دختره ذوق کرد و گفت : " آهنگ مورد علاقه‌ات چیه؟! "

ا/ت فکر کرد.. : " هنوز نمی‌دونم.. تازه اول راهم.. "

دختره یه لیست از آهنگای جونگ‌کوک بهش داد : " اینارو گوش بده ؛ عالین.! "

ا/ت تشکر کرد و لیست رو گرفت .

همون شب..
تو خونه ، هدفون گذاشت و شروع کرد به گوش دادن .

اولش سخت بود..
هنوز همون حس همیشگی رو داشت..

ولی کم‌کم وقتی به شعرها دقت کرد ، وقتی فهمید جونگ‌کوک داره از چه چیزایی می‌خونه.. ، یه چیزی تو دلش باز شد....

برای اولین بار ، گریه نکرد..
لبخند زد .
·
·
جونگ‌کوک یه سورپرایز داشت .

یه روز گفت : " لباس بپوش ؛ می‌برمت یه جا.. "

ا/ت پرسید : " کجا؟!! "
·
·
·
خمارییی تا پارت بعدییی…🤍🫧
دیدگاه ها (۰)

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_20···دلش گرفت.. گوشی رو گذاشت کنار ....

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_19···کوک : " گفتن بهش فکر می‌کنن ، و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط