شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنم

شبها که میگیرد دلم یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت احساس بودن میکنم
خود را بغل میگیرمو از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو سودای رفتن میکنم
وقتی که جای خالیت خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها احساس مردن میکنم
کم دارد آغوش تورا این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو حس بریدن میکنم
این فکرهای لعنتی این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان از عشق دیدن میکنم
این بغضهای تو به تو این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را باخود کشیدن میکنم
دلتنگ هستم خوب من ای کاش برگردی به من
قاصدک
حسرت
دیدگاه ها (۰)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۵" در آغوش رویای آبی ات "...

My lovely neighbor part : 74

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۳چشمهای بسته شده ی ...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنمتنها به یاد بودنت ،احس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط