p4
جونگ کوک:مزهمزه اش میکنم..و وقتی تو دشمنم باشی طعمش بهتره.
آرا لب های جونگ کوک رو روی سینه اش حس کرد و ناله ای خفه سر داد درحالی که دستش بین پ/ا های آرا حرکت میکرد.
جونگ کوک کیس مارک خشنی روی گردن آرا گذاشت.
جونگ کوک در گوشش زمزمه کرد:چیه ، نمیخوای بهت دست بزنم؟دیگه دیر شده.
ناگهان دو انگشتش رو دا/خل آرا فرو کرد و باعث شد آرا از درد ناله کنه و نفس نفس بزنه. جونگ کوک:خیلی ت/نگی..انگار بد/نت از اینکه یه خلافکار لمسش کنه ار/ضا شده.
ناگهان جونگ کوک دو انگشتش رو بیرون کشید و آرا ناله کرد..جونگکوک با دست دیگرش درحالی که لباسش رو باز میکرد گفت:اینبار قراره بیشتر دردت بیاد،خانم وکیل
آرا التماس میکرد اما هدف جونگکوک مشخص بود ، ناگهان وا/رد آرا شد و آرا از درد جیغ زد و گریه کرد.
جونگ کوک:این چیزیه که از زندانی کردن خلافکارها نصیب میشه؟خطرناکترینشون به فاکت میده.
جونگ کوک لالهی گوش آرا رو گاز گرفت ، آرا هقهق میکرد..جونگکوک بعد چند مین، بلاخره بیرون کشید و حوله ای برداشت و بعد حوله ی دیگری رو روی آرا پرت کرد و گفت:فعلا کافیه ، خانم وکیل..حالا اگه نتونستی خودتو پاک کن.
جونگ کوک با پوزخند رفت حمام ، آرا از درد گریه میکرد..بعد چند مین جونگکوک که حوله به تن داشت از حمام بیرون اومد و با قدم های آروم سمت آرا رفت و شال ابریشمی رو از دور دهن آرا باز کرد.
جونگ کوک:همینطوری میمونی تا بعدش تصمیم بگیرم باهات چیکار کنم و اگه سعی کنی که..
آرا با نفرت و درد:چطور تونستی اینکارو با من کنی ، جئون جونگکوک؟چرا اینکارو با من کردی؟چرا!
جونگ کوک:چون تو دشمنمی، آرا..دشمن لایق زجر کشیدنه و منم از تکه تکه کردنت لذت میبرم.
جونگ کوک رفت و آرا رو با درد و هق هق تنها گذاشت..آرا سعی کرد دستاشو باز کنه که صدای قدم هایی رو شنید و سعی کرد سریع تر خودشو آزاد کنه که یهو جونگکوک با پیرهن یعقه باز مشکی و شلواری لش وارد اتاق شد و به سمت آرا رفت و از پشت گرفتش.
جونگ کوک:چیکار میکنی؟
آرا نفس هایش رو روی گردنش حس کرد و آب دهنش رو سخت قورت داد..
______________________________________
لایکمون نشه؟
آرا لب های جونگ کوک رو روی سینه اش حس کرد و ناله ای خفه سر داد درحالی که دستش بین پ/ا های آرا حرکت میکرد.
جونگ کوک کیس مارک خشنی روی گردن آرا گذاشت.
جونگ کوک در گوشش زمزمه کرد:چیه ، نمیخوای بهت دست بزنم؟دیگه دیر شده.
ناگهان دو انگشتش رو دا/خل آرا فرو کرد و باعث شد آرا از درد ناله کنه و نفس نفس بزنه. جونگ کوک:خیلی ت/نگی..انگار بد/نت از اینکه یه خلافکار لمسش کنه ار/ضا شده.
ناگهان جونگ کوک دو انگشتش رو بیرون کشید و آرا ناله کرد..جونگکوک با دست دیگرش درحالی که لباسش رو باز میکرد گفت:اینبار قراره بیشتر دردت بیاد،خانم وکیل
آرا التماس میکرد اما هدف جونگکوک مشخص بود ، ناگهان وا/رد آرا شد و آرا از درد جیغ زد و گریه کرد.
جونگ کوک:این چیزیه که از زندانی کردن خلافکارها نصیب میشه؟خطرناکترینشون به فاکت میده.
جونگ کوک لالهی گوش آرا رو گاز گرفت ، آرا هقهق میکرد..جونگکوک بعد چند مین، بلاخره بیرون کشید و حوله ای برداشت و بعد حوله ی دیگری رو روی آرا پرت کرد و گفت:فعلا کافیه ، خانم وکیل..حالا اگه نتونستی خودتو پاک کن.
جونگ کوک با پوزخند رفت حمام ، آرا از درد گریه میکرد..بعد چند مین جونگکوک که حوله به تن داشت از حمام بیرون اومد و با قدم های آروم سمت آرا رفت و شال ابریشمی رو از دور دهن آرا باز کرد.
جونگ کوک:همینطوری میمونی تا بعدش تصمیم بگیرم باهات چیکار کنم و اگه سعی کنی که..
آرا با نفرت و درد:چطور تونستی اینکارو با من کنی ، جئون جونگکوک؟چرا اینکارو با من کردی؟چرا!
جونگ کوک:چون تو دشمنمی، آرا..دشمن لایق زجر کشیدنه و منم از تکه تکه کردنت لذت میبرم.
جونگ کوک رفت و آرا رو با درد و هق هق تنها گذاشت..آرا سعی کرد دستاشو باز کنه که صدای قدم هایی رو شنید و سعی کرد سریع تر خودشو آزاد کنه که یهو جونگکوک با پیرهن یعقه باز مشکی و شلواری لش وارد اتاق شد و به سمت آرا رفت و از پشت گرفتش.
جونگ کوک:چیکار میکنی؟
آرا نفس هایش رو روی گردنش حس کرد و آب دهنش رو سخت قورت داد..
______________________________________
لایکمون نشه؟
- ۲.۳k
- ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط