این شعر در مورد یه آقایی که

این شعر در مورد یه آقاییِ که
بعد سالها معشوقشو توی خیابون میبینه سوارش میکنه؛

و ماجرا از اینجا شروع میشه که فکر میکنه معشوقه اش اونو نشناخته...
دیدگاه ها (۱۵۱)

هرروز صبح که از خواب بیدار میشم. خودم رو جلوی آینه میبینم که...

القليل منك كالكثير من كل شيء… کمی از تو مانند بسیاری از همه ...

دختره میفهمه داداش عاشق...

🔶️مسئولِ آمریکایی با صدای ت‌یر، جلسه رو ترک میکنه،🔶️مسئولِ ا...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ꯭ب꯭ه ꯭ن꯭ا꯭م ꯭ح꯭ا꯭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط