مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

حیران تو گردند آن کس که بدیدت

حیران تو گردند آن کس که بدیدت
آن دم چو برفتی صد بار شهیدت
میسوزم و نالم چون آتش نمرود
باز آی گلستان بر داغ عبیدت
ای طاق ثریا طاقت به نماندست
دیدگاه ها (۰)

هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فُســونی نمی...

به مجلسی که تو باشی چراغ گو بنشینبس است شمع خیال تو در مجالس...

مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاستعلی نه فاتح خیبر،که فاتح د...

بیا گویم برایت داستانیکه تا تأثیر چادر را بدانیدر ایامی که ص...

Novel panleo ♡ #part⁵⁷ ♡『 paniz 』دستاش بیش از حد پیشروی میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط