تسلیمم در برابر هر آنچه در توان من نیست و هر آنچه به ذات

تسلیمم در برابر هر آنچه در توان من نیست و هر آنچه به ذات در توان تو هست.
تسلیم در برابر قدرتی که در من نیست برای تغییر «بعضی» اتفاقها و تسلیم در برابر قدرتی که در تو هست برای تغییر «بسیاری» از موقعیت ها.
ما هر دو صبوریم؛
من صبور در برابر درس هایی که می دهی و تو صبور در برابر خشم ها و خستگی هایم.
ما هر دو میدانیم که قرار است چه بشود؛
من قرار است دل بدهم و دوام بیاورم و تو قرار است ادامه دهی و منتظر دیدن و فهمیدن من نشوی.
ما هر دو ادامه میدهیم؛
من تا زمانی که تو اجازه می دهی
و تو تا زمانی که خودت میخواهی
از هر سمت که می روم با تو برخورد میکنم .
در هر اتفاقی که قرار میگیرم تو را میبینم .
هر رابطه ای که شروع می شود
هر رابطه ای که تمام می شود
تو آنجایی !
در امتداد تمام اتفاقات و تجربیات.
هر لحظه ، حادثه ای است که تو را به یاد من می آورد . و این عجیب ترین و باشکوه ترین برخورد دنیاست.
دیدگاه ها (۱)

عاقبت یکروز..می‌گریزم از فسون دیده تردیدمی‌تراوم همچو عطری ا...

آوازِ زندگی را با هر مرکّبی که نوشتیم بزدودش این پلیدکِ غدّا...

در این روز باشکوه، روز تولد تو – که عزیزترین من هستی – سرم گ...

سالروز زمینی شدنت هزاران بار مبارک عزیز نازنینم

فیک داریم چه فیکی

شاید برای شخص دیگری هستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط