تو نور بودی در شب تاریک دلم

تو نور بودی در شب تاریک دلم
آمدی ویرانه را آبادش کردی
چه بگوییم از رنگ مشکی موهایت
که سیاهی شب هم به ستوه آمده است
ماه چه شکایتها که ندارد از تو
خجالت میکشد از روی تو
دیدگاه ها (۱)

توجه کردید اصلی ترین حرف زد

اگه به این مرحله نرسیدید اصلا ازدواج که سهل فکرشم نکنید

من نمیگم دوست صمیمی میگم دشمن تب به ذاتت

مامان بزرگم‌همیشه میگه وقتی باران به این شدت می باره درهای آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط