مست میخانه نبودم تو خرابم کردی

مست میخانه نبودم تو خرابم کردی
یار پیمانه نبودم تو شرابم کردی

جرعه ای از می عشق تو شبی نوشیدم
رز ِ دردانه نبودم می نابم کردی

بهر دیداررخم گفتي چهره ات بالا گير
من که بیگانه نبودم که جوابم کردی

سوختيم در غم عشق ز تمنای وصال
من که پروانه نبودم که عذابم کردی

گشتم آواره کویت اي عشق !
گرچه افسانه نبودم تو سرابم کردی

شده ام گوهر یکتا صنم ِ قبله نما!
من که دیوانه نبودم که خطابم کردی
دیدگاه ها (۱۱)

.عاشقی راچه نیازیست به توجیه و دلیل؟!که تو ای “عشق”همان پرسش...

بگذار باران شوقبر زندگیت بباردتا روحت را صفا دهدگلهای عشق در...

آنجا کـــــه دلی بودبه میخانه نشستیمآن تـوبه صـــد سالهبه پی...

ما شقایق های باران خورده ایمسیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط