در دنیای سلطنت

P²⁸






ندیمه ها جلویشان سر به تعظیم فرو برده بودند ژنرال هموسو (این اسم واسه کیا آشناس🤔
تو کامنتا بگین 😉)
افسار اسب را بر دست گرفته و بر سربازی داد یکی از دستانشان را بر پشت و دیگری را جلوی شاهزاده دراز کردند و خم شدند
هموسو:شاهزاده اجازه بدین کمکتون کنم
پسرک دست ژنرال را گرفته و پیاده شد
+ممنون ژنرال
سپس پادشاه از اسب پیاده شده و پس از آن برادر زده پادشاه پیاده شد
^^شاهزاده مادر بزرگ و عمویتان در سالن اصلی قصر هستند بروید آنجا
+اطاعت پادشاه
پسرک به سمت سالن اصلی قصر حرکت کرد تمام ندیمه ها و سربازان از دیدن شاهزاده چنان خوشحال بودند که وقتی شاهزاده را می‌دیدند یادشان میرفت تعظیم کنند و چنان لبخند می‌زدند که فکشان درد می‌گرفت پسرک نا خواسته از دیدن ندیمه ها و سربازان لبخند میزد
لبخند های ندیمه ها و سرباز ها تمام درد بدنش را تسکین می‌داد وقتی به درهای قصر باز شد مادر بزرگش با وقال همیشگی و سردش نزدیکش شد و مثل گذشته همان چوب نازک در دستش بود اخم هایش با هر قدم که نزدیک تر میشد بیشتر بر هم نزدیک میشد



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱۰)

پخشش کنید و رای بدین

عکس جونگ کوک با رونالدو تو دوبی

در دنیای سلطنت

در دنیای سلطنت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط