از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم
از زندگی دیگر چیزی نمیخواستم
همینکه گوشه ای گلی ، نهالی بکارم
برای گنجشکهای حیاط دانه بریزم
با گربه ها غذایم را شریک بشوم
به آدمها لبخند بزنم
همینکه به کسی آزاری نرسانم و کسی به من کاری نداشته باشد .
همینکه آرام و سر به زیر زندگی کنم برایم کافی بود...
همینکه گوشه ای گلی ، نهالی بکارم
برای گنجشکهای حیاط دانه بریزم
با گربه ها غذایم را شریک بشوم
به آدمها لبخند بزنم
همینکه به کسی آزاری نرسانم و کسی به من کاری نداشته باشد .
همینکه آرام و سر به زیر زندگی کنم برایم کافی بود...
- ۹۲۰
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط