وایییی ترکیدممم😂
وایییی ترکیدممم😂
بزارین خلاصه ترجمه کنم :
جورج : من پیام دادم به مامان دریم و گفتم "سلام، من دوست پسر پسرت هستم"
*ناباوری از سوی بد بوی هیلو و انتفروست*
بعدش مامان دریم میگه : فکر میکنم شماره اشتباهی رو گرفتید.
جورج : منم گفتم "مگه شما مامان کلی *اسم اصلی دریم* نیستید؟"
*صدای زنگ خوردن*
جورج : اوه دریم داره زنگ میزنه
*بدبوی هیلو ازش میخواد بزاره رو بلندگو_
دریم : جورجججج!
*جمع میپوکد*
جورج چند ساعت بعد : مامان دریم پیام داده "به خانواده خوش اومدی عزیزم"
انتفروست : یووو پسر موفق شدییی
*دریم در حال متقاعد کردن مامانش که جورج فقط داره کرم میریزه*
بزارین خلاصه ترجمه کنم :
جورج : من پیام دادم به مامان دریم و گفتم "سلام، من دوست پسر پسرت هستم"
*ناباوری از سوی بد بوی هیلو و انتفروست*
بعدش مامان دریم میگه : فکر میکنم شماره اشتباهی رو گرفتید.
جورج : منم گفتم "مگه شما مامان کلی *اسم اصلی دریم* نیستید؟"
*صدای زنگ خوردن*
جورج : اوه دریم داره زنگ میزنه
*بدبوی هیلو ازش میخواد بزاره رو بلندگو_
دریم : جورجججج!
*جمع میپوکد*
جورج چند ساعت بعد : مامان دریم پیام داده "به خانواده خوش اومدی عزیزم"
انتفروست : یووو پسر موفق شدییی
*دریم در حال متقاعد کردن مامانش که جورج فقط داره کرم میریزه*
- ۳۴۴
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط