🎥عجب شعوری داری بابا جان. درد و بلایت بخورد بر سر آن استا

🎥عجب شعوری داری بابا جان. درد و بلایت بخورد بر سر آن استاد بی سواد دانشگاه شریف. نخبه تویی. توی کارگر ساده فصلی که فرزندی چنین رشید بار آوردی. فرزند روح الله خمینی

🔹«روح الله اولین شهید نبود و آخرین هم نخواهد بود. اینجا هم مثل سوریه است.‌ مثل عراق. آمده اند، همه دنیا آمده است برای ویران کردن ما، برای نابودی امنیت ما.. می گفتیم بابا کار جای خودش بسیج هم جای خودش.. می گفت این (بسیجی بودن) به درد من می خورد.»
دیدگاه ها (۰)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :حتی یک عنصر این چنینی د...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط