کیش و مات

کیش و مات
پارت 8
دیانا : خب حالا بریم دنبال خرید
داشتم میگشتم که یه کت و شلوار سیاه و سفید دیدم ( عکسش رو میزارم)
دیانا : ستایش نگاه چه خوشمله
ستایش : اسکل تو عاشق بنفش و سفیدی پس چرا داری سیاه و سفید میخری؟
دیانا : اسکل برای اینکه حرص ارسلان رو در بیارم دارم میخرم چون سیاه رنگ مورد علاقه طاها هست منم سفید دوست دارم
ستایش : برو داخل پروش کن
دیانا باشه
ببخشید از این کت و شلوار سفید سیاه یایز من رو میشه بدید
مغازه دار : البته بفرمایید
رفتم داخل و پوشیدمش خیلی خوشگل بود توی تن
دیانا : ستایش
ستایش : جانم، وای چه خوشگل شدی، چه بهت میاد، بخرش
دیانا : اوکی
ستایش : منم برم ببینم چه رنگا داره
دیانا : باشه

ستایش
ستايش : ببخشيد خانم
مغازه دار : جانم
ستایش : از این کت و شلوار سیاه کامل هم دارین؟
مغازه دار؟ بله
ستایش : میشه یه دونه سایز من بدید
مغازه دار : بله بفرمایید
ستایش : ممنون
رفتم پوشیدم خیلی خوشگل بود
ستایش : دیانا
دیانا : جانم چه خوشگله
ستایش وای اره راستی تو خریدی؟
دیانا : بلهههه
ستایش : مبارکه
دیانا : مرسی، تو هم درش بیار بریم حساب کنی
ستایش / باشه
درش و اوردم و حساب کردیم و رفتیم برای پسرا خرید کنیم

محراب
محراب : مهشاد یه لحظه بیا
مهشاد : جانم عشقم
محراب : بیا امشب اینا رو ببریم رستوران همیشگی تا بکم حالشون سر جاش بیاد
مهشاد : باشه عشقم هرچی تو بگی
محراب : پس برو حاظر شو
مهشاد : باشه
چطور بود
دیدگاه ها (۲)

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

رمان

" ویو کوک "بعد از ناهار همه رفتیم توی اتاقامون لیا اومد تو و...

پارت ۲

آیسان عزیزم سلام 💘تولدت هزاران هزار بار مبارک باشه🎂✨از اینکه...

سناریو کوک پارت دوم

وقتی میخواد بره سربازی part 2

رومان عشق پنهانی (پارت1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط