nuzha

nuzha:
نمی‌دونم چرا هر چقدر به تولدم نزدیک میشه دردام هم بیشتر میشه انگار هر چقدر بزرگ هم بشیم خشیا دنیا بیشتر با ما قهر میکنن و شاید هم دلیل دیگه داشته باشد اون هم تو باشی دلم برات تنگ پارسال همین موقع ها بود که سرم داد میزدی خودت به آب و آتیش میزدی که از پیشت نرم بمونم منم موندم پس چرا رفتی مگه خودت نگفتی مثل کوه پشتتم چرا هر کی میگه مثل کوه پشتتم زودتر از همه می‌ره یعنی کوه ها مثل اونان یا اونا فقد کوه شن بودن

امسال نمیگم سال بدی بود چون ناشکری به حساب میاد اما سالی بود که خیلی از دست دادم خیلیا فهمیدم کنارم میمونن اون ها که رفتن خیلی عزیز بودن و بخواطر اون ها خیلی افسرده شدم ولی فهمیدم آدما حتی اگه تیکه از قلب باشن هم میرن امسال چیز های زیادی فهمیدم این هم فهمیدم دارم بیشتر از سنم تحمل میکنم

فهمیدم مهربونی درد داره

فهمیدم ...
دیدگاه ها (۱)

نه خواب راحتی نه مایلم‌ به بیداری...

nuzha

بابا گفت:سلام خوبی؟....خیلی وقت بود که ندیده بودمت . تقریبا ...

P17🐣 &من جدا خیلی عذر میخوام اصلا نمیدونم چی بگم هر چقدرم که...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 4جونگکوک میره می‌شینه رو صندلیش.به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط