LOVE

"LOVE"
GHAPTER:1
PART:1
"ویو‌آنیا"
6:00
با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم
وایی خدا لعنتت نکنه جنا ساعت ۶!
"مکالمه‌ی جنا و آنیا"
آنیا:ساعت ⁶صبح وقت زنگ زدنه
جنا:خنگول خانوم امروز کلاس داشتیم با پسرا
آنیا:ای وای یادم رفت ساعت چند بود
جنا:ساعت ⁷کلاس داشتیمااا
آنیا:وای باشه بای.
سریع رفتم یک دوش ۱۰ مینی گرفتم لباسمو پوشیدم(لباس والیبال خوب بخاطر دردسرس نبودن پینترسنت پیدا نکردم برای همین نمیزارمش فقط تسور کنید لباسش مشکیِ)
رفتم و سوار ماشین شدم که برم دنبال جنا.

"ویو تهیونگ"
5:30
باصدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم
یک دوش 10مینی گرفتم
بعد خوشک کردن موهام لباسمو پوشیدم امروز دختراهم بودن واقعا نمیدونم اون چه مسخره بازی‌ای‌ِ، سوار ماشین شدم و رفتم دنبال کوک

6:35
رفتم رختکن توپمُ گرفتم
بعد با جونگکوک گرم کردیم
"ویو آنیا"
7:10
آنیا:وایی دیر شد(ادمینتون همه جا دیر میرسه😂)
جنا:دیدی بهت گفتم تازه زنگ نمیزدم دیر ترم میشد.
رفتیم تو همه داشتن گرم میکردن ،چون دیر رسیده بود دویدم یهو...
دیدگاه ها (۳)

(استوری درخواستی)

"LOVE"GHAPTER:1PART:2چون دیر رسیده بودم دویدم که یهو به یه پ...

"LOVE"GHAPTER:1PART:0"توضیحات"Teehyung:(24ساله)تهیونگ"والیبا...

مهم○○○○○○○○○○

تصمیم گرفتم که براتون امشب پارت هدیه بذارموقتی بیدار شدم یه ...

Part:8. #ریاست.عشقبعد از حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط