می‌گویند عشق اول، همان شعله‌ای است که برای همیشه در تاریک

می‌گویند عشق اول، همان شعله‌ای است که برای همیشه در تاریک‌ترین گوشه‌های حافظه می‌سوزد. اما حقیقت این است که هیچ عشقی، “عشق اول” باقی نمی‌ماند. ما در اولین برخورد، خودمان را به کسی می‌بخشیم که هنوز نمی‌شناسیم؛ به نسخه‌ای از خودمان که هنوز با واقعیت‌ها برخورد نکرده است. عشق اول، بیشتر از آنکه یک پیوند باشد، یک درس است؛ درسی از شدتِ دلتنگی، از طعمِ اولین شکست و از این حقیقت که قلب، برخلاف تصور ما، می‌تواند بارها بشکند و باز هم، با زخمی متفاوت، شروع کند. ما هر بار که عاشق می‌شویم، در واقع داریم با یک “اولِ” جدید آشنا می‌شویم؛ اولی که شاید عمیق‌تر، پخته‌تر و گاهی هم ویرانگرتر باشد.»
دیدگاه ها (۰)

زیر باران، زن فرو می‌ریزد‌‌.‌.‌. نه فقط از خیس شدن، بلکه از ...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

نام=)سایه مافیا### پارت چهاردهم: طعمِ ممنوعه‌ی گیلاسجونگ‌کوک...

پیوند خون و اختیارپارت ۱۰ | بازگشت سایه‌ی مردهتصویر روی صفحه...

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط