از وصف تو درمانده قلم ، حرف نداری

از وصف تو درمانده قلم ، حرف نداری
کاین گونه شده رام تو این طبع فراری
هر کس که به تو نیم نگاهی نظرانداخت
نه صبر به جا مانده برایش نه قراری
بیهوده به دنبال نگاه تو دویدم
چون آدم جا مانده بدنبال قطاری
خواهان تو بسیار وتو انگار نه انگار
محبوب ترین سوژه ی هر صید و شکاری
در دیده ی من خوب ترین مرد زمینی
هر چند که در چشم همه ، مسأله داری !
یا کام بگیرم زتو یا جان بسپارم
پر سودتر از این که شنیده ست قماری ؟
تو عاشق شعری و منم حرف دلم را :)
با شعر نوشتم که بخاطر بسپاری
دیدگاه ها (۰)

از وصف ِ تو درمانده قلم ، حرف نداری!آنقدر که رام ِ تو شد این...

از وصف ِ تو درمانده قلم ، حرف نداریآنقدر که رام ِ تو شد این ...

🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 ┄🍃 🌸 🍃 🍃 🌸 🍃 🌸 🌸 🍃 از وصف ِ تو درمانده قلم ، حرف...

عاشقانه

قلمم حوصله کن سخت پریشان شده‌امراوی قصه‌ی دلتنگی و هجران شده...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط