دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم
صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل‌تر شود
صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه، تا سراغِ همسایه...
صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ...
تا مرگ، خسته از دق‌الباب نوبتم
آهسته زیر لب... چیزی، حرفی، سخنی بگوید
مثلاً وقت بسیار است و دوبار باز خواهم گشت!

هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکت اند!

حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد
دیدگاه ها (۰)

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شونددارم هی پا به پای نرفتن ...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم صبوری می‌کنم تا تمام کل...

صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شونددارم هی پا به پای نرفتن ...

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ... تا مرگ، خسته از دق‌ال...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری میکنمصبوری میکنمتا تمام کلمات ...

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنمصبوری می‌کنم تا تمام کلم...

دارم هی به پای نرفتن صبوری میکنمصبوری میکنم تا تمام کلمات عا...

🌱🍒بیا برویم روبروی باد شمالآن سوی پرچین گریه هاسرپناهی خیس ا...

دارم پا به پای نرفتن صبوری میکنم...

بیا برویم روبروی باد شمال.آنسوی پرچین گریه ها، سرپناه خیس از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط