عاشقانه های شبنم

اشک هایم یتیم اند
وقتی از چشمانم می افتند
هیچ دستی درآغوششان نمیگیرد
دستِ دلم
به نوشتن نمیرود
از چه بنویسم
وقتی باغچه ی ذهنم خشکیده
و تنها و خسته مانده ام😭😭
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

آرامش دلهای بیقرار

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

عاشقانه های شبنم

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شودکه دیگر بلد نیست حاجتش را بگوید…ف...

گاهی آدم‌ها نمی‌گویند «برو» چون واقعاً رفتن را می‌خواهند…می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط