عاشقانه های شبنم

اشک هایم یتیم اند
وقتی از چشمانم می افتند
هیچ دستی درآغوششان نمیگیرد
دستِ دلم
به نوشتن نمیرود
از چه بنویسم
وقتی باغچه ی ذهنم خشکیده
و تنها و خسته مانده ام😭😭
دیدگاه ها (۰)

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

مادرم نیست

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط