از تو سکوت مانده و از من،صدای تو

از تو سکوت مانده و از من،صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی ام کند از سال ها سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو
این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو...
در خواب...حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو
هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم و کنارَمی و آه...جای تو....
این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو...!
@_mhmd._.yz
دیدگاه ها (۹)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

عاشقانه های شبنم

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط