دلتنگت شدم و بحال قندی که دستم لرزید و

دلتنگت شدم و بحال قندی که دستم لرزید و
درچای غرق شد زار زدم....:)))
دیدگاه ها (۰)

و تو زیباترین غم منی مامان...:))

ومن درنهایت تورا انتخاب کردم تو را؛برای تمامیت قلبم:)))

حالم را میخواهی بدانی؟...درختی را تصور کن؛تبر خورد ونیوفتاد....

اندکی حق...🙂🤝

اینم از نیمار که گفتم میزارم آنقدر عر زدم اونشب که نیمار رفت...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

وقتی هم معلمت هست و هم دوست پسرت امتحانت رو خراب میکنی باهات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط