شب ندارد سر ِخواب...

شب ندارد سر ِخواب...

شاخ مأیوسِ
یکے پیچڪ خشڪ
پنجہ بر شیشہ ے در
مےساید

من ندارم سرِ یأس
زیر بےحوصلگےهاے شب
از دورادور
ضربِ آهستہ ے
پاهاے کسے
مےآید...
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️اِلین به سه نام علامت‌خورده نگاه کرد.«اون ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

*.the Law of Violence.*

فاصله یک لبخند تا جنون

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ســه 𓆪 🖤🥀صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط