درون حنجرهام قارچهای زهر

‏درونِ حنجره‌ام قارچ‌های زهر
روییده‌ست،
دهانم از خزه انباشته‌ست
و در نگاهم
آواز حسرتی‌ست
که استخوانم را می‌ترکاند؛
ببار بر من ای ابر،
ببار
که بردباری ویرانم کرده است...

#خسرو_شکیبایی
دیدگاه ها (۰)

عشق یعنیدستانم را بگیرینگاهم کنیو بگوییمن به بودنت قانعمحتی ...

دلبرم تو هرچقدر که دور باشی ...

رنج رو نمیشه از زندگی حذف کرداما با پذیرش و آگاهی از وجودش م...

آنچه را آفریده‌ام فقط حاصل تنهایی است.فرانتس کافکا ‌‌‌‌‌ ‌‌‌...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط