عاشقانه های شبنم

من پر از دردی عمیقم ، من جهانم درد دارد
یک وجب از روی ماهم ، آسمانم درد دارد..
مثل یک مُرده، که میگردد پی قبر خودش
در به در میگردم از بس استخوانم درد دارد
رو به رویت در خیالم می‌نشینم تا بدانی 
جسم و جانم نه ولی، روح‌و روانم درد دارد
گفت نیت کن ، درون دل فقط گفتم تو را
بی تو هر فالی که باشد استکانم درد دارد
دیر کردی عاقبت یک نیمی از من مُرد و رفت
عاشقی با بخشی از این نیمِ جانم درد دارد
دیدگاه ها (۰)

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط