پارت
پارت ۱
مثل یک راز🎀✨
تو یوتیوب اکران شد یوووو😭✨اهههه حاجی اول و آخر چهره منصورو نشون ندادن فقط از پشت کت و شلوار و موهاش دیده شددددد😭😂
اینجا از جاهایی که منصور بود فیلم گرفتم
حاجی ریدم یعنیییی خیلی ترسناک بود
توصیه میکنم کسایی که کابوس میبینن و میترسن نبینن این پارت اولو😂😂😂💔منی که فقط به رگ دست منصور که رو دهن دختره گذاشته بود دقت کردمممم😂😂😂🎀
و خب،حرفی ندارم خودتون ببینید دیگه😂💔
جونننن چه بهش میاد کت و شلوارررر
موضوع:یه دختری ۸ ساله ایه به اسم باران که معلوم نیست باباش کجاست.خب مامانش هم معتاده و الکل و سیگار و اینا مصرف میکنه،مثل داداشش که همون منصوره و اسمش تو فیلم اسمش سامانه.و خب سامان و خواهرش از این باران مراقبت میکنن ولی باران نمیخواد سامانو.سامان جای پدر باران از محافظت میکنه و خب قراره ببینین تو پارتای بعد که شرکت داره فکر کنم شرکت مرغ داری یه همچین چیزی😂💔 ولی باران هر شب کابوس میبینه و فکر میکنه که خود سامان دستشو میزاره رو دهن دختره ولی سامان میگه این یه کابوسه و نترس قربونت برم و یه راه حل میگه برای کم کردن ترسش که شصت دستتو فوت کن و بگو من نمیترسم.و خب تو مدرسه هم یه معلم داره که معلم زبانشه و یواشکی سیگار میکشه و با باران رفیقه.قبلا یه معلم سختگیر بود ولی الان سعی میکنه تو امتحان به همه برسونه.سامان و مادرش هم اغلب تو شرکتن،چون تو شرکت کار میکنن.به هر حال نفهمیدم مقصودش چی بود ولی خیلی ترسناک و باحال بود😭😂✨ریدم یعنییی
مثل یک راز🎀✨
تو یوتیوب اکران شد یوووو😭✨اهههه حاجی اول و آخر چهره منصورو نشون ندادن فقط از پشت کت و شلوار و موهاش دیده شددددد😭😂
اینجا از جاهایی که منصور بود فیلم گرفتم
حاجی ریدم یعنیییی خیلی ترسناک بود
توصیه میکنم کسایی که کابوس میبینن و میترسن نبینن این پارت اولو😂😂😂💔منی که فقط به رگ دست منصور که رو دهن دختره گذاشته بود دقت کردمممم😂😂😂🎀
و خب،حرفی ندارم خودتون ببینید دیگه😂💔
جونننن چه بهش میاد کت و شلوارررر
موضوع:یه دختری ۸ ساله ایه به اسم باران که معلوم نیست باباش کجاست.خب مامانش هم معتاده و الکل و سیگار و اینا مصرف میکنه،مثل داداشش که همون منصوره و اسمش تو فیلم اسمش سامانه.و خب سامان و خواهرش از این باران مراقبت میکنن ولی باران نمیخواد سامانو.سامان جای پدر باران از محافظت میکنه و خب قراره ببینین تو پارتای بعد که شرکت داره فکر کنم شرکت مرغ داری یه همچین چیزی😂💔 ولی باران هر شب کابوس میبینه و فکر میکنه که خود سامان دستشو میزاره رو دهن دختره ولی سامان میگه این یه کابوسه و نترس قربونت برم و یه راه حل میگه برای کم کردن ترسش که شصت دستتو فوت کن و بگو من نمیترسم.و خب تو مدرسه هم یه معلم داره که معلم زبانشه و یواشکی سیگار میکشه و با باران رفیقه.قبلا یه معلم سختگیر بود ولی الان سعی میکنه تو امتحان به همه برسونه.سامان و مادرش هم اغلب تو شرکتن،چون تو شرکت کار میکنن.به هر حال نفهمیدم مقصودش چی بود ولی خیلی ترسناک و باحال بود😭😂✨ریدم یعنییی
- ۱۶۷
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط