غزل "فریبا" اثری از مهرشاد علی زاده

"فریبا"

از آن وقتی خدا مالیده شبها را به گیسویت
نهاده بذر ماهی را درون غنچه ی رویت

چه توجیهیست شببویی که یادش رفته عطرش را
نشسته لای موهایت و دائم میکند بویت

چه ماتم می‌برد از آن اشارات زلیخایی
ترنج سینه ی من را بریده تیغ ابرویت

مثال دام در ذهنم که چنگال پلنگان بود
گمانی اینچنین میرفت از چشمان آهویت؟

به دنبال تو من هر سو سوار رود میگشتم
بگو لطفا که می‌ریزد کدامین آب در جویت؟

کنار اسکله جاییست با عمق کمی تا من
به گِل بنشانم‌اَش کشتیِ قلبم را به پهلویت؟

مقید به طلسمی نیست افسونت خیالت تخت
که من هرگز نمی‌خواهم رها گردم ز جادوییت

شاعر: مهرشاد علی زاده

#مهرشاد_علیزاده #شعر #آهنگ #غزل #عاشقانه #دکلمه #گوینده #صدا #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعری_برای_تو #شعرنوش #عشق_و_شعر #یار #عشق #عشقولانه #تنهایی #غمگین #شعروادبیات #شعر_و_ادبیات #یار #شعرک #شعر_یعنی_زندگی #دلنوشته #دلتنگی #دلبرانه #دل
دیدگاه ها (۲۷)

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ #دنس #چالش #تیک_تاک #رقص #کیپاپ #فان_ب...

افسر سابق گارد پهلوی: یمنی‌ها اصلا با سایر عرب‌ها فرق می‌کنن...

سریال اشتیاق جاودان

برو اسلاید بعدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط