عشق را فرسوده‌ای باید چو من

عشق را فرسوده‌ای باید چو من

در مشقت بوده‌ای باید چو من

لایق سودای آن جان و جهان

از جهان آسوده‌ای باید چو من

تا غم او را به کار آید مگر

کار غم فرسوده‌ای باید چو من

از برای خوردن حلوای غم

خون دل پالوده‌ای باید چو من

انتظار دیدن آن ماه را

سالها نغنوده‌ای باید چو من

تا ز وصل او به درمانی رسد

درد دل پیموده‌ای باید چو من

کریمی، راه غم آن دوست را

خاک و خون آلوده‌ای باید چو من...
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

Attar#050622

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

حماسی

دختری که ملکه ی جهنم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط