گاهی آدم حس میکند خودش را ناخواسته حذف کرده آن نسخهای
گاهی آدم حس میکند خودش را ناخواسته حذف کرده؛ آن نسخهای که بیدلیل میخندید، که از یک غروب ساده ذوق میکرد، که از دنیا فقط یک چیز میخواست: آرامشِ بیقیمتِ دلش را. بعد یک روز چشم باز میکند و میبیند همهی آن آدمِ شادِ قدیم تبدیل شده به یک فایل خاکخورده در گوشهی صفحهی زندگیاش؛ نه پاک شده، نه زنده… فقط «منتظرِ بازیابی». آدمها فکر میکنند بزرگ شدن یعنی جدیتر شدن، ولی هیچکس نمیگوید گاهی بزرگ شدن یعنی آرامآرام تبدیل شدن به نسخهای که خودت دوستش نداری. اما حقیقت این است: هیچ آدم شادی واقعاً گم نمیشود. فقط پشت یک عالمه درد، پشت چند تجربهی بد، پشت چند اعتماد اشتباه، پشت چند شب بیخوابی پنهان میشود. همون آدم شاد قدیم هنوز تویی. فقط باید از توی سطلزبالهی خاطراتت بازیابیش کنی؛ باید دوباره یک جایی پیدا شود که به تو یادآوری کند زندگی، هنوز هم میتواند خوشرنگ باشد… اگر اجازه بدهی. و شاید عمیقترین حقیقت این تصویر همین باشد: گاهی برای برگشتن به خودِ قدیمیمان، لازم نیست چیزی را حذف کنیم؛ باید چند چیز را برگردانیم.
امیر موحدی
امیر موحدی
- ۳.۰k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط