یوری صبح پا شدم که نابکار ها داشتن رد میشدن چیکار کردی د

یوری= صبح پا شدم که نابکار ها داشتن رد میشدن چیکار کردی دخترم توی بیمارستان
جی جی= آمدم بیرون ‌که بگم بیا داخل صبحونه که همچیز شنیدم چمدونم بستم
و می خواستم برم که
یوری= کجا عزیزم
جی جی= طلاقم میگیرم چی میگی
یوری= نکنه حرف هارا شنیدی
جی جی= درسته چی فکر میکنی تو یه احمقی
یوری= بدون مجبور بودم
جی جی= ما زن شوهر بودیم به من میگفتی شاید حل میکردم اونم دیگه دختر منه نه تو حالا گمشو سوار ماشین شدم گازش گرفتم رفتم دم خونه انجلو
انجلو= چیشده
جی جی= یوری .....‌..... ........... این کار کرده
انجلو= یا خدا
جی جی= می خوام طلاق بگیرم
انجلو= واقعن
جی جی= اره لونا هم با خودم میارم هر چه قدر پول بخواد لباسام هم میفروشم تا خوب بشه
انجلو= خودم بهت کمک میکنم تو به خاطر من ازدواج کردی حالا خودم توی همچی کمکت میکنم برو تبقه چمدونت باز کن یکمم بخواب تا بریم بیمارستان برای لونا
جی جی= اهم اکی
دیدگاه ها (۴)

کیوتم فالو کنید می خوام ۱۰۰ تاییشو ببینم

عسلم هم فالو کنید لطفا کیوتا پیجش عالیه

میشه سیسیم فالو کنیدبچه ها اگه کسی می خواد از چیجش تبلیغ کنم...

جی جی= در حال آشپزی بودم که مدیر مدرسه لونا زنگ زدمدیر= سلام...

عشق فاش شده من ۲

عشق فاش شده من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط