در این سرای بیکسی کسی به در نمیزند

در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زند
به دشت پر ملالِ ما، پرنده پر نمی‌زند

یکی ز شب‌گرفتگان چراغ برنمی‌کند
کسی به کوچه‌سار شب درِ سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سرنمی‌زند

گذرگهی‌ است پر ستم که اندرو به غیرِ غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است ازین دریچه‌های بسته‌ات
برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

📝تا که ما را و تو را تذکره‌ای باشد یاددلِ خسته به تو دادیم و...

دلــم پر است و چشم هایم بارانی ...دیــگر چیزی به دلم نمی نشی...

اول مطمئن شو که آوار نمی شودبعد بهش تکیه کن هر کسی که تکیه گ...

میدونستین میرکت ها اگه اونی که دوسش دارن رو با یکی دیگه ببین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط