بال هایمان را بستند و از لذت پرواز با ما سخن گفتند

بال هایمان را بستند و از لذت پرواز با ما سخن گفتند
دیدگاه ها (۰)

ی دردای هست بگی شرمندت می کنه نگی رو دلت سنگینی میکنه

خفته است در تنم همه رگ های ارزو

در من منیست. پر از ناگفته های مطلق است

Sometimes you are tired of everything Even yourselfگاهی اوقا...

دوست داشتم یہ پروانہ باشم پرواز کنم ولی بال ھایم شکستہ 😔💔❤️‍...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط