سلسله عشق تو  مغموم و صبورم

سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم

سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم
نازم بکش ای دوست ، که مظلوم و صبورم

رندان همگی فرصت دیدار تو دارند
غیر از من دل ساده ، که محروم و صبورم

در شهر تو ای دوست ، چنین زار و غریبم
در دست تو امروز ، چنان موم و صبورم

دل بد مکن ، اندیشه پرواز ندارم
حاجت به قفس نیست ، که مصدوم و صبورم

هر گز نکنم عشق تو را پیش کسی فاش
در پرده اسرار تو مکتوم و صبورم

دنیای عجیبی است ، ز آلودگی خلق
گریانم از این درد ، که مصدوم و صبورم

معینی کرمانشاهی
دیدگاه ها (۱)

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورمنازم بکش ای دوست ، که مظلوم و...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

سلسله عشق تو ، مغموم و صبورمنازم بکش ای دوست ، که مظلوم و صب...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

در سلسله ی عشق تو مغموم و صبورمنازم بکش ای دوست که مظلوم و ص...

رحیم معینی کرمانشاهیبا زبان دل به نومیدی صدایت می کنمرو به م...

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمعشب نشین کوی سربازان و رندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط