Gentlemanshusband

#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_320


کاش زندگی این همه سختی نداشت
همینقدر اروم و لذت بخش بود
_بنظر من که اصلا هم اونطوری خوب نیست
زندگی اگه که سختیو پستی نداشت که اصلا هیـ/جانی هم نداشت
اینجوری هروز یه طور میگذشت و جالب نبود
اینم درسته

وونا مثل من فنجونو توی دستش فشرد

_لذت بخشه
خیلی

داشتم اتفاقای روزانه ام رو مرور میکردم که یاد لیسا افتادم
بهتره یه زنگی به نامجون میزدم
گوشیو برداشتم
بهتره به نامجون بگم قراره لیسا رو ببینم

وونا سوالی نگام کرد

_چی؟
توضیح میدم

سری تکون دادو از قهوش نوشید
نامجون روی سومین بوق جواب داد

_ها؟
کو سلامت؟
_سلام بر بهترین زن داداش دنیا
خوب هستین بانووو؟

تک خنده ای کردم

خیلی ممنون چخبرا چیکارا میکنی
_هیچی والا میخوریم میخوابیم فعلا... ولی بزودی باید برم سرکارم
رشتت هنر بود دیگه، اره؟
_ارههه

خندیدم

مسخره بازی درنیار
_خب چیشد یادی از ما کردی
اها راستی خواستم بگم قراره بزودی با لیسا یه قرار بزارم بریم بیرون دور دور
_چی؟! جدی؟
اره
_چطوری شد؟ چطور قرار شد برین بیرون؟
هیچی یروز همینطور داشتیم پیام میدادیم
دیگه تصمیم گرفتیم همو ببینیم
_یه خواهشی ازت دارم..
چی؟
_ببین اون خیلی درونگراست
خیلی سخت پیش میاد که با کسی گرم بگیره...
یعنی ما خیلی خوش شانسیم که با تو اوکی شد
سوالی ازش نپرس که ناراحتش کنه
اگه دیدی داره در مورد موضوعی حرف میزنه و وسط یهو ایست میکنه و میره توی فکر
کلا بحثو عوض کن
با شوخیاتم سر به سرش نزار

ناخدا گاه لبخندی روی لـ.بم نقش بست
چقدر به فکرش بود و همه چیزو دربارش میدونست:)

اصلا نگران نباش و بسپارش به من

_باشه
بگو ببینم دلت نمیخواد یه سری به ما بزنی؟
_فعلا به عشقولانه هاتون برسین
خودم به وقتش مزاحمتون میشم...
باشه پس، منتظرم
_اوکی
لطف کن دیگه مزاحمم نشو سلام منو به مادر جونو پدرجون هم برسون
_شمایی که مزاحم ما شدی باشه
بای بای
_خدافظ

گوشیو قطع کردم و گذاشتم روی میز
وونا کنجکاو بهم زل زده بود

_خب نمیخوای توضیح بدی؟؟

داستان لیسا رو برای وونا تعریف کردم

_اوهووو اینجارو باش
دست سرنوشت کلا برای شما برنامه ها چیده
موافقم
_بیا بازی
چه بازی؟
_از همدیگه سوال بپرسیمو جک بگیم هرکی خندید باخته
باشه بریم

وونا کلی سوالای مسخره و جکای عجیب غریب تعریف میکرد و این باعث میشد از شدت خنده صدای خوک دربیارم

_نوبت توعه
باشه بزار فکر کنم عممم خب
_بگو دیگه

میگم شما که بابات ساعت فروشه
میشه یه ساعتم به من بدی؟

اول کمی فکر کرد

_ولی بابای من..

وقتی متوجه منظورم شد
بلند خندید

265 لایک
دیدگاه ها (۵۲)

#Gentlemans_husband#season_Third#part_319+این چه رفتاریه اخه...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_318_باشه باباجون قراره...

بزن اسلاید بعدی دلبندم!🤓☝️منطق چی میگه؟مثلاً میگه یه آدمی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط