#دلنوشته

#دلنوشته

ڪوچه در شام غزل بوی تو را میرقصد
باد این بی سرو پا موی تو را میرقصد

پنجرہ سینه گشادست به دیدار رخت
آینه صبح ترین روی تو را میرقصد

باز شرجی زدہ دریا به سر و گونه‌ی تو
ساحل چشم تو، ابروی تورا میرقصد

موج سر بر سر احساس خدا میڪوبد
وخدا خاطرہ در ڪوی تو را میرقصد

هوس بوسه به لبهای عسل مستم ڪرد
دلم از شوق تو ، ڪندوی تو را میرقصد

بی تو این قافلع درنیمه‌ی رہ خواهد ماند
ساربان مقصد آنسوی تو را میرقصد

میخرامی و پی تو همه‌ی شهر دوان
دام صیاد هم آهوی تو را میرقصد

بین دست من وتو فصل عجیبی جاریست
دل من، آن دل جادوی تو را میرقصد

محمد_حبیبی

#ستایش_قلب_سربی
#خاص #عاشقانه #عشق_جان
#دلتنگی #باران_عشق #دخترک_تنها
#setayeshghalbesorbi
💞🕊💞
دیدگاه ها (۰)

ڪوچہ در شام غزل بوے تو را میرقصدباد این بے سرو پا موے تو را ...

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! #تو-چطور .........؟؟؟من از احس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط