ما از میان باد و باران گذشتیم
ما از میان باد و باران گذشتیم
ترس را از کف دستانمان پاک کردیم
و اگر دنیا در شب نمیخوابید
ما از خانه مان مثل یک رویا مراقبت میکردیم
آنجا که همه سکوت کرده بودند
ما صدای یکدیگر را میشنیدیم.
و هر هراسی که داشتیم
بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند بگذار سکوت را بشکنند.
اگر با هم باشیم حالم خوب است
من تو را رها نخواهم کرد.
بگذار بگویند بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
جایی که من با توام و تو با منی
آنجا که همه سکوت کرده بودند ما صدای یکدیگر را میشنیدیم و هر هراسی که داشتیم
.تبدیل به یک چرخه ساده شد
بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند
بگذار سکوت را بشکنند. اگر با هم باشیم حالم خوب است من تو را رها نخواهم کرد. ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
بگذار بگویند، بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
جایی که من با توام و تو با منی
من ترکهای روی زمین و نمک بر زخمهای قدیمی را به یاد دارم اما تو در خواب به سراغم آمدی و به نفس مهمترین لحظات زندگی ام تبدیل شدی.
ترس را از کف دستانمان پاک کردیم
و اگر دنیا در شب نمیخوابید
ما از خانه مان مثل یک رویا مراقبت میکردیم
آنجا که همه سکوت کرده بودند
ما صدای یکدیگر را میشنیدیم.
و هر هراسی که داشتیم
بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند بگذار سکوت را بشکنند.
اگر با هم باشیم حالم خوب است
من تو را رها نخواهم کرد.
بگذار بگویند بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
جایی که من با توام و تو با منی
آنجا که همه سکوت کرده بودند ما صدای یکدیگر را میشنیدیم و هر هراسی که داشتیم
.تبدیل به یک چرخه ساده شد
بگذار شیشه ها در اطراف بلرزند
بگذار سکوت را بشکنند. اگر با هم باشیم حالم خوب است من تو را رها نخواهم کرد. ما آن طور که میخواهیم زندگی خواهیم کرد
بگذار بگویند، بگذار بگویند
ما غروب (عشق) خود را نخواهیم شکست.
جایی که من با توام و تو با منی
من ترکهای روی زمین و نمک بر زخمهای قدیمی را به یاد دارم اما تو در خواب به سراغم آمدی و به نفس مهمترین لحظات زندگی ام تبدیل شدی.
- ۲.۵k
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط