در وصالت چرا بیاموزم

در وصالت چرا بیاموزم
در فراقت چرا بیاموزم
یا تو با درد من بیامیزی
یا من از تو دوا بیاموزم
می گریزی ز من که نادانم
یا بیامیزی یا بیاموزم
پیش از این ناز و خشم می کردم
تا من از تو جدا بیاموزم
چون خدا با تو است در شب و روز
بعد از این از خدا بیاموزم
در فراقت سزای خود دیدم
چون بدیدم سزا بیاموزم
خاک پای تو را به دست آرم
تا از او کیمیا بیاموزم

🖌"شاملو"
🎙"داریوش اقبالی"
دیدگاه ها (۰)

یه عده هم هستن وقتی کنارشوناز عشق صحبت میکنی،میخندن و میگن:ع...

صلح و صفا و یکرنگیدر این دنیا قدیمی شد اگر دنبال مردی برو بی...

همیشه عمیق ترین زخم هارو از کسی میخوری که تو رو بلدهاون خوب ...

میگن درد رو از هر طرف بخونی "میشه درد"ولی درمان رو از اخر بخ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

من این شعر و جوابیه هاشو خیلی دوست دارم شما هم دوست داشتید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط