باید مغزم را جایی، جا بگذارم!

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!
در فروشگاهی
در خیابانی
روی نیمکتی، پای درختی..‌.
یا بسپارمش
به دستِ سر به هواترین کودکی که می‌بینم
تا با خودش ببرد بیندازد جایی دور
و بدونِ مغز به خانه برگردم...
آنوقت شاید
در جواب آن‌هایی
که می‌گویند فراموشش کن
بگویم
در مورد چه کسی حرف می‌زنید؟

💫گفت: «چشم های زیبایی داری؛
کاش هیچ‌گاه ردِ اشک را به خودشان نبینند.»
گفتم: «چشم‌های زیبا، غم‌های زیبایی هم دارند.»💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!در فروشگاهی در خیابانی روی نیمک...

باید مغزم را جایی، جا بگذارم!در فروشگاهی درخیابانی روی نیمکت...

همان بهتر که آدم از یک جایی به بعد آلزایمر می‌گیرد. همان بهت...

کاش میشد برگردم به چند سال قبل ، یکی از همان شب های عید ، که...

حبیب موسوی شاعر گرگانی

درباره چشمهایتان بیشتربدانید!!!!!! امام صادق عليه السلام : ع...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم : مثل کسی که عادت نموده...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط