گفتم: میدونی چرا از تاریکی های زندگیم و

گفتم: میدونی چرا از تاریکی های زندگیم و
خستگیام فقط به تو میگم؟
-گفت: چرا؟
+گفتم: چون تو تنها نقطه ی روشن زندگیمی،
جایی که از همه چیز خسته بودم،
تو با حرفات و رفتارات کاری کردی که
بازم ادامه بدم که خسته نشم...🫀🫂
دیدگاه ها (۰)

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_31توی راه برگشت به عمارت کوک ماشین رو زد...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

پارت 186

چند پارتی جیمین وقتی خیانت می‌کنه... جیمین هیچوقت به من خیان...

پارت دو :عزیزترین دشمن من :ویو جونگ کوک :یونگی اومد داخل ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط