رها🦋 بزرگترین حسرت زندگیم این بود

رها🦋 بزرگترین حسرت زندگیم این بود
که هیچ وقت قسمت نشد پدرم مهمون خونه ام بشه
رو مبل خونه ام بشینه
باعشق نگاش کنم و با افتخار بگم
خوش اومدی پدر🖤
#عاشقانه
#نمیدانم_از_دلتنگی_عاشق_ترم_یا_از_عاشقی_دلتنگ_تر_فقط_میدانم_در_آغوش_منی_بی_آنکه_باشی

#به_گمانم_دنیا_در_نهایت_همه_را_به_یک_جا_میرساند_به_سکوت_به_تماشا_به_فاصله_ای_امن_از_هیاهوی_آدمها
دیدگاه ها (۱)

رها❤ تو پناهگاه منیمیتونم روت حساب کنم و وقتی سرمو میذارم رو...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۳ — مهمون ناخوندهجونگکوک در رو باز کرد.پ...

پارت ۳ ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه_جیمین:از دیشب بود که با پدرم بحث دا...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط