کدام شعرت را

کدام شعرت را
در یک صبح بارانی نوشته‌ای؟
بعد از آن‌که انگشتانِ خیسِ ابر
آن‌قدر به شیشهٔ پنجره زد
تا بیدارت کرد،
همان را در گوشِ من زمزمه کن!

این‌که در دهانِ تو ابر،
شکلِ دیگری دارد،
این‌که در صدای تو باران،
طورِ دیگری می‌بارد،
این‌که در هوای تو
باز کردنِ چتر، بی‌انصافی است،
یک‌طرف!
می‌خواهم ببینم
زنی که در صبحی بارانی
صدای تو را می‌شنود،
چقدر ممکن است دیوانه باشد
که دیوانه‌ات نشود!
دیدگاه ها (۰)

در آخرین نامه ات از من پرسیده بودیکه چه سان تو را دوست دارم؟...

سلام عیدتون مبارک

دلبرمهنگامی که از ظرافت تو نوشتمابری بر برگم نشست وُقطره ی ب...

.🇮🇷🌸🌹🌸🇮🇷🌸#عیدغدیر_پیشاپیش_مبارک...💐💖#ألـلَّـھُـمَـ_عـجِّـل_ل...

می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود.آنقدر زیاد... ...

9:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در اتاق را کام...

اینجا ، پشت پردهِ ی بارانی اشک هایش،تمام دنیایِ من خلاصه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط