تو همونیکه کلبه ی ویرانه ی قلبم را آباد کردی با آمدنت

تو همونیکه کلبه ی ویرانه ی قلبم را آباد کردی با آمدنت
قدمهایت را بر چشمم بگذار تا روشن شود دنیای من
دیدگاه ها (۱)

گفتی فقط مرگ سایه ی سنگین جدایستپس کو این همه معرفتت همه اش ...

حالا میبینم کی پشیمون میشه من یاتو

همتون بنویسیدبه یادگاری

بالاخره خودمونم اسیر تخت شدیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط