عشق

عشق…

عشق…
یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،
در میان تمام زخم‌هایی که
زندگی بی‌رحمانه بر جان نشانده.
همان نوری‌ست که
از دل تاریکی سر برمی‌آورد،
وقتی دیگر باور نداری
چیزی بتواند آرامت کند.
عشق می‌آید آرام، بی‌ادعا،
در نگاهِ کسی، در لبخندِ ساده‌ای،
در صدایِ “بودنش”.
و ناگهان می‌بینی زخم‌های
وامانده‌ات دیگر نمی‌سوزند،
بلکه یادآورند که هنوز
می‌شود زنده بود،
می‌شود تاب آورد،
می‌شود حتی با دلی شکسته…
دوباره زیبا شد 🍁
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۵)

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

امروز روزی است که دنیا یکی از زیباترین روح‌هایش را به دست آو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط