بله نمیترسم بگویم که دلم برایت تنگ شده
بله، نمیترسم بگویم که دلم برایت تنگ شده.
نمیخواهم برچسبِ مرده پرستی را با خود حمل کنم.
ایراد از من نبود که تورا تنها برای گوشهای از این جهان میخواستم و نمیدانستم که تو
با آن نگاه عصبانی و صدای همیشه آرام
تو با آن عطر همیشه تلخ و پیراهنِ اتو کشیده
آن کلمات دستوری و دایره لغات نرمت؛
میتوانی برای من بمیری!
خودم را دست کم گرفتم و تو قربانی شدی، من هرگز به “ما” و”تو” پشت نکردم؛ دشمنِ واقعیام “من” بود.
من خیال نمیکردم از حرفهایم شعر بخوانی
خیال نمیکردم تلاش کنی آوای اسمم را با نت های پیانو به هم بدوزی
راستش را بخواهی هرگز… هرگز به ذهنم خطور نکرد که “تو” برایم تلاش کنی.
دنیا به من بیاعتمادی را آموخته بود و
هیچکس به من یاد نداد که صدای رفتار از گفتار بلند تر است.
که گفتنِ جملاتِ شیرین کسی را عاشق نخواهد کرد..
هیچکس یادم نداده بود که تو، دقیقا با همان انبوه کتاب و خط خوانا، با آن اخلاقِ تلخِ اول صبحی میتوانستی عاشق باشی.
من ساده بودم و تو را به خودم، به خودم باختم.
راستش این یک رو من ننوشتم ولی بازم بهش عشق بورزین
نمیخواهم برچسبِ مرده پرستی را با خود حمل کنم.
ایراد از من نبود که تورا تنها برای گوشهای از این جهان میخواستم و نمیدانستم که تو
با آن نگاه عصبانی و صدای همیشه آرام
تو با آن عطر همیشه تلخ و پیراهنِ اتو کشیده
آن کلمات دستوری و دایره لغات نرمت؛
میتوانی برای من بمیری!
خودم را دست کم گرفتم و تو قربانی شدی، من هرگز به “ما” و”تو” پشت نکردم؛ دشمنِ واقعیام “من” بود.
من خیال نمیکردم از حرفهایم شعر بخوانی
خیال نمیکردم تلاش کنی آوای اسمم را با نت های پیانو به هم بدوزی
راستش را بخواهی هرگز… هرگز به ذهنم خطور نکرد که “تو” برایم تلاش کنی.
دنیا به من بیاعتمادی را آموخته بود و
هیچکس به من یاد نداد که صدای رفتار از گفتار بلند تر است.
که گفتنِ جملاتِ شیرین کسی را عاشق نخواهد کرد..
هیچکس یادم نداده بود که تو، دقیقا با همان انبوه کتاب و خط خوانا، با آن اخلاقِ تلخِ اول صبحی میتوانستی عاشق باشی.
من ساده بودم و تو را به خودم، به خودم باختم.
راستش این یک رو من ننوشتم ولی بازم بهش عشق بورزین
- ۲.۱k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط