به این باور رسیده ام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوبا

به این باور رسیده ام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاری‌اش سرجایش.
حفره‌های زندگی‌ات همیشگی هستند. تو باید در اطرافش رشد کنی، مثل ریشه‌های درخت که از اطراف سیمان بیرون می‌زنند.
باید خودت را از لای شیارها بیرون بکشی...
دیدگاه ها (۱)

این صبر که من می کنمافشردن جان استهوشنگ ابتهاج

اگر سهمتان نیستاگر اندازه هم نیستیداگر به هر دری می زنید و ب...

چقدر باید بگذرد؟!تا من در مرور خاطراتموقتی از کنار تو رد میش...

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت  بر همان عهد که بودیم، بر ...

شروع زندگی

گاهی وقت‌ها باید در میانِ هیاهویِ روابطِ گذرا و ارتباط‌های س...

پرسه در جنگل...همان شب...ساعت از یازده گذشته بود.ات داخل اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط